جوکهای ترکی سری2

به یه نفر میگن با بنزین جمله بساز میگه خوش به حال شما ها که سوار بنزین

یه روز برق خونه لره میره یه قابلمه می بره از ترکه برق بگیره ترکه می گه همین کارها رو میکنید بهتون میگن لر باید ظرف پلاستیکی بیاری برق نگیردت

ترکه با دوست دخترش میره بیرون، گم می شن.
دختره میگه: حالا چی کار کنیم؟
ترکه میگه: تو برو خونتون، من هم یک فکری برای خودم می کنم.

به ترکه میگن با فردا یک جمله بساز، میگه: تو شماره ها زوجا رو بیشتر دوست داری یا فردا!؟

ترکه میمیره، اونو بغل يه مسيحی دفن ميکنن.
بعداز مدتی، مسيحيه مرتب میاد به خواب فاميلاش و شکایت ميکنه و بهشون میگه: جای قبر منو عوض کنين، آخه اين ترکه هر روز صبح زود منو صدا میکنه و ميگه: ببین، تو لباس تنته، برو دو تا بربری بخر!!

از يه تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه

اگه گفتی توی کلاس ترکها را چه جوری تشخیص می دهند؟
وقتی معلم تخته را پاک می کنه اونا هم دفتراشون را پاک می کنند

 



Got anything to say? Go ahead and leave a comment!

Spam Protection by WP-SpamFree