




ای سرخ تو ما را به کجا می کشی ای سرختو سروری و اول ِ دلها شده ای سرخ
این شورش و بلوا ی همه از هنر توست
پیروز شدی، شاد بکردی همه را سرخ
چون نقش تو بر قامت فولاد بیافتاد
بنگر1 رُخشان زرد بکردی همه را سرخ
فی و فی2 و توییتر همه سرخ اند هم اینک
هر دف3 که نگه می کنمت سروری، ای سرخ
رخساره ی فیروز نگر آراسته ی خون
هنگامه ی عشق است که دشمن شده هم سرخ
این جام که در دست تو امروز درخشد
حسرت بنهد بر دل آن دشمنت ای سرخ
آن شش پوئنی را که به غفلت بپراندی
در یاد بماند، مثل آن شش گلت ای سرخ
پیروزی4 تو قطبی رو سلطان کند امشب
این حرفا رو بی خیال، سرخیت رو عشق است ای سرخ






به نقل از روزنامه پرسپولیس مورخ 4 خرداد 87
پرسپولیس به واسطه مردمی بودن خود در میان تمام اقشار جامعه طرفدار دارد و شاهد آن هستیم که در میان تمام افراد جامعه عده ای با جان و دل برای موفقیت سرخپوشان دعا می کنند . البته در این میان طرفداران خوش ذوقی هم پیدا میشوند که عشق خود به پرسپولیس را با استفاده از کلمات به زیبایی بیان می کنند .یکی از این افراد خوش ذوق استاد “فراز اصفهانی ” است .طرفداری که از طبع شاعرانه ای هم برخوردار است و پس از قهرمانی سرخپوشان در لیگ برتر قصیده بسیار زیبایی را در مدح این تیم سروده است.البته ایشان هنر خود هنگام سرودن این ابیات را به معنی واقعی کلمه نشان داده است بطوریکه اولین حروف هر مصراع را مد نظر قرار داده و پس از استخراج (بصورت عمودی ) آنها را کنار هم بنویسید متوجه این نکته بسیار ظریف خواهید شد که استاد اصفهانی طوری عمل کرده که از کنار هم قراردادن حروف به شکلی که گفتیم نامهای افشین قطبی و حبیب کاشانی نقش خواهد بست. این شما و این هم شعر زیبای هوادار و هنرمند پرسپولیس :
گل سرخ بهاری
این گل سرخ بهاری که دل انگیز من است/ دولت ورزش این ملک به روی چمن است
فرق آن با دگر از نوع ، به قلب شیر است/ می خروشد چو، حریفان ،همه را لرزتن است
شاهد ان نیک بگفتند که بلبل به نوا / مست صدها گل سرخ طرب افزا فکن است
یعنی از بدو شکوفایی و تا آخر جان/ عطر افشان به همه جان و روان وطن است
نام این سرخ نشان ، پرسپولیس است همی/ جعل نامش نتوان کرد که نامی کهن است
قدر مجموعه آن را همه دانند بسی/ ور نه این سیل هوادار چرا داشتن است
طا لع خوبدلان است سرافراز شدن/ خجل آن مدعی بی ثمر یاوه زن است
بی سبب نیست، گل سرخ ، شده مظهر عشق/ اثرش وقت محبت ، همه ، دل یافتن است
یادمانی است که سر مشق مدیران باید/ ” قطبی” را که گهر، دانش و فن و سخن است
حق پرواز عقابان نتوانند گرفت !/ اگر از شش پرشان نیز به کن لم یکن است
با شکوه است غزلخوانی گل با بلبل/ جشن جام ظفر و شوکت این انجمن است
یادگاری است دگر ؛ ثبت به تاریخ ادب/ اعتباری است که در حال جهانی شدن است
بانی این همه شور و شعف و شادانی/ عزم محبوبترین شاهد دل باختن است
کید و آز و حسد و کینه ندارد اثری/ ذات و فی نفسه ، نهانپاک ، شه اهرمن است
اشک در دیده زشوق است ، هنرمندی آن/ قهرمان پرور و جام آور و حرمان شکن است
شکر دانا و توانا به جهان هستی/ ادب عشق و وفا بر همه آموختن است
” استیلی ” ؛ که عیارش ادب و ایمان است/ از طلاهای جهان بیش به قدر و ثمن است
“ناجی” و” قلب” و”دفاع” و” خط سرخ آتش”/ متحد ؛ کار همه دسته گل کاشتن است
یکدلی ها به ” فراز” آمد و شد ” پویا ، مهر”/ جاودان پرسپولیس است که در شعر من است