تبلیغات

پستهای منتخب

کاریکاتورهای عاشقانه -عکس...

                                                                             

جوک و اس...

مخابرات طرح دقايق رايگان رو براي تمامي خطوط تلفن همراه ...

جشن قهرمانی پرسپولیس

ای سرخ تو ما را به کجا می کشی ای ...

يک ترم به...

شروع ترم یک هفته بعد از شروع ترم دو هفته بعد از ...

  • RSS
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

0b8598f4012e748d7613eabb4fc4c5c7 جملات عاشقانه از فروغ فرخ زاد

او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را

 

 

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را

چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟

 

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم

تو همان به که نیندیشی
من و درد روانسوزم
من از درد نیاسایم
من از شعله نیفروزم

عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیده ز ره غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزویم بود

 


Spam Protection by WP-SpamFree