
می دونست دلم اسیره ولی رفت … می دونست گریم میگیره ولی رفت … می دونست تنهایی سخته می دونست …
مي تونست باهام بمونه نتونست … مي دونست دلم شكسته ولي رفت … غم اون توو دل نشسته ولي رفت…
سلام به رفیقی که وقتی روی ترازو میره معرفتش از وزنش سنگین تره …
فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد
وقتي تنهاييم دنبال يك دوست مي گرديم، وقتي پيداش كرديم دنبال عيب هاش مي گرديم
وقتي از دستش داديم دنبال خاطره هاش مي گرديم…
و باز تنهاييم





