تبلیغات

پستهای منتخب

  • RSS
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید  

امشب قراره ساعت سه نیمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن… خواب نمونی

ترکه پيشه دوست دخترش ميگوزه بد ميگه اي بابا همش اس ام اس ميدن

 

 

 

زندگی یعنی : بخند ٬ هرچند غمگینی ببخش ٬ هرچند که مسکینی فراموش کن هر چند دلگیری

 

 

پلیس راهنماییی جلو غضنفر رو می گیره میگه: كارت ماشین، گواهینامه، معاینه فنی، بیمه… غضنفر میگه: چیكار كنم؟ جمله بسازم؟