چقدر در تاریکی مشق ِ رفتن کنم؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چقدر در تاریکی مشق ِ رفتن کنم؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چند روز ديگه بهار مياد و همهچيز رو تازه ميكنه، سال رو، ماه رو، روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به همه اون تازگي ميارزه، «دوستيمون»!




