تبلیغات

پستهای منتخب

  • RSS
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

 

   

 

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید  

 

 

 

 

به ترکه میگن چرا باسنت اینقدر بزرگه؟ میگه: خدا بیامرز مادرم به جای اینکه پودر بچه بهم بزنه پکینگ پودر میزد

  سازمان فضایی ایران اعلام کرد از این به بعد اگر                               ماهواره ای پرتاب کنیم غلط می کنیم به ملت بی جنبه                               چیزی بگوییم  

به اصفهانیه می گن انگیزت چیه این قدر کنکور میدی؟ میگه به خاطر ساندیس و کیک! پیرزنی در کوپه قطاری نشسته بود و مردی در روبروی او بود که دائما آدامس می جوید پیرزن رو به مرد کرد و گفت: شما خیلی لطف دارید که میخواهید با من حرف بزنید تا من حوصله ام سر  [ Read More ]

ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. ترکه میگه: مِریه؟ میگه: نه. ترکه میگه: جاندارمریه؟

از غضنفر می پرسن برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه 3 نفر. می گن چرا 3 نفر؟ میگه: یه نفر میره بالای نردبون لامپ رو بگیره، دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخونن