دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید
Posted by admin
On April - 12 - 2009
0 Comment
امشب قراره ساعت سه نیمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن… خواب نمونی
Posted by admin
On April - 12 - 2009
0 Comment
ترکه پيشه دوست دخترش ميگوزه بد ميگه اي بابا همش اس ام اس ميدن
Posted by admin
On April - 9 - 2009
0 Comment
زندگی یعنی : بخند ٬ هرچند غمگینی ببخش ٬ هرچند که مسکینی فراموش کن هر چند دلگیری
Posted by admin
On April - 3 - 2009
0 Comment
پلیس راهنماییی جلو غضنفر رو می گیره میگه: كارت ماشین، گواهینامه، معاینه فنی، بیمه… غضنفر میگه: چیكار كنم؟ جمله بسازم؟